ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 33

رساله قشيريه ( فارسى )

خليفه وعظ گفت و خليفه فرمانى مشعر بر اعزاز و اكرام وى صادر كرد و او به نشابور بازگشت ولى باز هم آسوده نمىزيست و با اهل و عيال خود بطوس مىرفت و چندى در آن شهر اقامت مىكرد ، اينست آنچه ابن عساكر از گفتهء عبد الغافر و ديگران نقل مىكند و سبكى نيز در ترجمهء حال قشيرى آورده است ولى سبكى در ضمن شرح حال ابو الحسن اشعرى ( طبقات ، ج 2 ، ص 272 ) . مىگويد كه قشيرى و امام الحرمين به مكّه رفتند و تا آنگاه كه عميد الملك كندرى بقتل رسيد ( ذىالحجّه سال 456 ) در مكّه بودند و سپس به دعوت نظام الملك بخراسان باز آمدند ولى اين روايت درست به نظر نمىرسد زيرا عبد الغافر نوهء قشيرى اين مطلب را نياورده است و ديگر آنكه خطيب بغدادى به مسافرت قشيرى به مكّه اشارتى ننموده و شرح حال امام الحرمين را نيز در تاريخ خود ذكر نكرده و به‌هرحال روايات سبكى متناقض است و روايت اوّلش ترجيح دارد . امّا اينكه ابن خلّكان و ذهبى مدّت اقامت امام الحرمين را در مكّه چهار سال نوشته‌اند با آنچه ما از تاريخ اين حادثه ( 445 ) نوشتيم منافاتى ندارد زيرا اين تاريخ به صراحت در نامهء قشيرى و همچنين در المنتظم از ابن جوزى و البداية و النهاية از ابن كثير و النجوم الزاهرة از ابن تغرى بردى در ذيل حوادث 445 ذكر شده و ابن عساكر و سبكى نيز نقل كرده‌اند و ممكن است مدّت اقامت امام الحرمين در جنوب ايران به طول انجاميده و او پس از قتل كندرى به دعوت نظام الملك بخراسان باز آمده باشد و چنان‌كه گفتيم قشيرى و امام الحرمين در سفر بغداد با يكديگر نبوده‌اند . قشيرى پس از اين پيروزى و قتل عميد الملك ابو نصر كندرى بفرمان الب‌ارسلان و نظام الملك ، قطعه‌اى سرود كه باخرزى در « دمية القصر » و ابن عساكر در « تبيين كذب المفترى » آورده‌اند : عميد الملك ساعدك اللّيالى * على ما شئت من درك المعالى